.....کنج غریبشاعری هستم به کنجی من قریبخسته ام از این نگارِ دلفریبسینه دارم شرحَ شرحَ از فراق!مانده ام از زلفِ یارم بی نصیبمنکه که روزی واله و شیدا بُدمکس نشد پیدا برای من رقیبزندگی فریاد ِ
....قسم بر غریبیتو را خواهمت ای طپش های مننه اینجا به هر جا خدا را قسمقسم میخورم تا نفس میکشمبه آن سرو زیبای رعنا قسمبخوان تا دلم محوِ رویت شودبه قلبم نشستی به لیلا قسممپرس حا
..... همنشین غریبمن نمیخواهم بگویم شعر و بی تابت کنمیا بخوانم از غم و از بیکسی داغت کنمروبه روی من بیا بنشین ببینم چهره اتتا نگاهی بر لب و بر چشم پر آبت کنممی زنم پیمانه در پیمانه تا مستت شومبا شراب
..... تقدیر غریبافسوس که رفتی وکنون جای توخالی ستدر خاطر من چهره زیبات خیالی ستپرواز تو زیباست ولی من نپریدمتقدیر من انگار فقط بی پرو بالی ستشب گوشه نشین غم آن زلفِ پریشمیارب تو بگواو
... غریبم من نمیدانیتو گفتی عاشقم عاشق شدن را خوب می دانیولی با چشم و اَبرویت کمی بازی نمی دانیتو را میخواهمت کم دلبری کن ناز کمتر کننگاهم میکنی و عشق را در من نمی خوانیتحمل تا به کی ایوب هم صبرش به س
..... زمزمه غریببر دیده نکش سُرمه فقط مال منی توآسایش و این سرخوشی حال منی تولیلایی و شیرین تر از آن شعرِ منیژهای قبله گَهَم کعبه ی آمال ِ منی تودر بازی تو باخته ام دین و دلم رااین
...دلمرده ی غریبآن مسجد و آن منبر و محراب کجاستآرامش این سینه ی بی تاب کجاستدلمرده ام و حالِ خوشی نیست مراآن حالت روحانی و جذاب کجاستهرجا که رَوم صورت مرگیست عجیبآن خانه و آن کعبه ی ارباب